تاریخچه و آثار موجود در روستای سعیدآباد

این وبلاگ سعی دارد گامی بردارد در هرچه آباد تر شدن روستای سعید آباد


  • منطقه گردشگری سعیدآباد

    منطقه گردشگری سعیدآباد

  • پل تاریخی سعیدآباد مربوط به قرن ششم هجری

    پل تاریخی سعیدآباد

  • پل سیداوا

    پل سیداوا

  • مسجد جامع شهدای سیداوا

    مسجد جامع شهدای سیداوا

  • نماد سیداوا آینالی داغ

    نماد سیداوا آینالی داغ

روستائی که در فاصله ی 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر تبریز قرار دارد، از نظر آبادی، فرهنگ و سطح زندگی اهالی آن در مقایسه با بیشتر آبادی های آذربایجان تا حدودی در وضعیت بهتری قرار داشته و دارد. 

تاریخ بوجود آمدن این روستا معلوم نیست. منتها با توجه به سرسبزی ، آب وهوای معتدل و زمین های حاصل خیز و پر آب این روستا، می توان به یقین گفت که بیشتر از هزار سال است که این منطقه مسکون می باشد. آثار تاریخی موجود در این روستا همچون قبر های قدیمی و تپه تاریخی «اسکی تپه»، خود دلیلی بر این مدعا می باشند. 

به قدیمی ترین منبعی که از روستای سیداوا در آن نام برده می شود، در کتاب ارزشمند رحیم رئیس نیا یعنی آذربایجان در سیر تاریخ ایران بر می خوریم. در این کتاب می خوانیم:

« نیروهای رومی در تعقیب مسیر انتخابی به طوری از سهند سرازیر می شوند که شبلی در دست راستشان قرار می گیرد و به چمن سعیدآباد فرود می آیند و راه دریای سیاه - ری را قطع کرده، از دامنه ی جنوبی تک آلتی گذشته، آن را دور زده، از دامنه ی غربی اش که دره ی تنگ و عمیق اسکندر آن را در جهت شمال قطع کرده فرو می روند. در این دره رود سعیدآباد جریان دارد... به راهنمائی راهنمایان همه ی افراد پیش از ورود به دره ی اسکندر تمامی ظروف موجود حتی کلاه خود های خود را از چشمه های سعیدآباد پر کردند.» در ادامه ی نوشته که از جنگ های بی پایان رومیان و اشکانیان خبر می دهد، می خوانیم که: « افراد تجسسی پارتی که دشمن را از دور تحت نظر داشتند، روز دیگر چمن سعدآباد را از وجود آنها خالی یافتند و تنها توانستند عقب دارهای آنها را آماج تیرهای خود قرار دهند.» 1

۱- آذربایجان در سیر تاریخ ایران- رحیم رئیس نیا



برچسب‌ها: سیدآوا, سعیدآباد, سیدآوا در گذر تاریخ, سعیدآباد در گذر تاریخ
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 20:0 توسط علی قرجه داغی سعدآبادی|

حسین دیوانه سی عاقل دی والله   ..   اونا ایراد ادن غافل دی والله


محرم که میاد من یاد محرم زمان بچگیام میافتم و آرزو میکنم که کاش مثل اون موقع ها بشه محرم هر سال، اون موقع ها با الان چند تا فرق داره. اون زمونا چند روز مونده به محرم همه جا پرچم سیاه میزدن و حس و حال محرم از همون روزا شروع میشد تا روز سیزدهم ادامه داشت. دو روز مونده به شروع محرم دسته های شاه حسین گویان توی محله های مختلف راه میفتاد و ما از این محله به اون محله میرفتیم و دسته ها رو مقایسه میکردیم که کدوم صفش طولانی و کدوم بهتره و حتی توی کدوم محله نذری بیشتر میدن. از روز اول محرم هم هئتهای عزاداری شروع میشد و من به بابا و دائیم میرفتیم هئت دایی مامانم که میوندار هئت حضرت ابولفضل بود و هیئت سینه زنی بود.

البته من جزء دسته آغ کونک لر هم بودم که علت این که من جزو این دسته شده بودم این بود که دوران طفولیت دچار مریضی میشم و برای اینکه شفا پیدا کنم نظر میگن که خوب بشم و جزو این دسته آغ کونک ها بشم، این که این دسته چیه و چکار میکنند رو در ادامه خواهم گفت.

هیئتهای عزاداری شبها بعد از اینکه دسته های خیابانی جمع میشدن تشکیل میشد و اغلب از ساعت 930 10 شب به بعد بود و بسته به مراسم گاها تا ساعت 1 یا حتی 2 صبح هم طول میکشید. 

من هیئت ها رو بیشتر از دسته ها دوست داشتم و دلایل خودمو داشتم واسه این دوست داشتن. اولا اینکه توی خونه بود و زمستونا بیرون سرده دوما افراد کمتری بودن توی هیئت و اگه نذری بود به همه میرسید ولی توی دسته های خیابونی باید از بندههای منتخب می بودی تا بهت چیزی برسه. سوما اینکه اونجا آشنا بیشتر بود و آدم احساس قدرت میکرد خصوصا اینکه علمدار هم بودیم اونجا و واسه خودمون کیا و بیایی داشتیم و ...

همونطور که گفتم هیئت ها شبها بودن به استثنای روزهای تاسوعا و عاشورا که از صبح را میافتاد و کوچه به کوچه و محله به محله کل روستا رو مگشتیم و صبونه و نهار و شام هم به را بود و چه صفایی میکردیم توی اون عالم بچگیمون. اینم بگم که ما حتی واسه هیئت خودمون تبلیغ هم میکردیم و میگفتیم که فلانی بیا هیئت ما ما جاهای بیشتری دعوتیم و نذری زیادی به هیئت ما میدن و ... اونقدر روی هیئتامون تعصب داشتیم که هی میگفتیم که هیئت ما بزرگتره و ماله شما تعداد نفراتش کمه. من همیشه یکی از حسرتهام این بود که چرا افراد هیئت ما کمه و حتی دائیم هم همیشه از این وضع گلایه داشت. همیشه به هیئت زنجیرزنان حسودیم میشد که تعدادشون 2 3 برابر ما بود و ما ( یا بهتر بگم من) پیش اونا احساس عجز و ناتوانی میکردیم.

روز عاشورا هیئت ها علاوه بر علم یدونه گهواره نمادین و یک اسب هم به عنوان اسب امام حسین جلوی هیئت حرکت میدادن. اجزای این گهواره و اسب بیشتر پارچه سفید و سبز و سیاه بود که زنان و مردان و حتی بچه ها از اون پارچه تبرک ورمیداشتن. ما بچه ها هم از این پارچه سفید ها می بستیم  احساس معنوی خاصی میداد بهمون که نگو و نپرس.

روز عاشورا هم همون منوال تاسوعا بود با این تفاوت که همه باید سر ساعت 12 توی محل خاصی جمع می شدند. اما این هیئت دائی ما کاراش همیشه عجیب بود و خاص، اینجوری که ما توی اون ساعت خاص توی حیاط خونه دایی جمع میشدیم واسه مراسم قمه زنی، قمه زنها کیا بودن ؟ همون آغ کونک ها که منم جزوشون بودم. من همیشه از این مراسم وحشت داشتم و هیچ وقت توی حیاط نمیرفتم، البته ما بچه ها رو توی حیاط راه نمیدادن و لی بعضیا بصورت مخفی میرفتن و من وحشت زده به در حیاط هم نزدیک هم نمیشدم. این مراسم بسیار هیجانی و همراه با نوحه شور و رجز خوانیِ نَدَن عالم دن آخیب کوهُ بیابانَ فرات و قمه زنی همراه بود. بعد از پایان مراسم هم سر قمه زن هارو میبستن و ما از یک رته میانبر و با سریعترین راه ممکن خودمون رو میرسوندیم به اون محل مخصوص قرار و چون دیر میرسیدیم همیشه آخرین هیئت بودیم و باید با سرعت بقیه حرکت میکردیم. البته هی سعی میکردیم بریم جلو ولی مگه را میدادن عمرا.

ادامه دارد.


برچسب‌ها: محرم, سیدآوا, سعیدآباد
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت 8:25 توسط علی قرجه داغی سعدآبادی|

خب وقتی دیدیم بازار شعر وشاعری بدجوری گرمه!!!! ماهم قلقلکمون شد یه چیزی گفته باشیم!!!

سیدآوا باداملیخ باداملیخدا دولانیخ

ق...بیزه ژست توتار بیزده س...دولانیخ!

بدو بیا گل یانیما ق...

عهد ایلمیشم سنی من اوزوم...!!!

این واسه آقا بسرا بود! این یکیم برا دخترا!!

سیدآوا یولی قالا

سنی یاناسان آنا

نیه منی ورمدین

اوز سودیم اوغل...!!!

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 18:29 توسط رضا زرخواه|

گله جاقسان

کوچلرده

یئنی دن دولاناق

گله جاقسان الین دولو عشقینن

الروندا بیر گول دسته سی

من سنین اغلو وام، سیداوا

منیم آدیمی سن قویارسان وطن قوربانی سی

من همه شه لیک سیداوا اغلو

سنین همه شه آدین قالسین سیداوا

بوندان سورا جانیم مالیم کوینیم سنه تقدیم

آی کیمین وطنیم  سیداوا

برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 22:34 توسط علی قرجه داغی سعدآبادی|

 

پل شیخ کورپوسی

سابقه اين پل مربوط به دوره قاجاريه است.وبه دستور مستقیم ناصرالدین شاه قاجارو با همت قوام شیرازی بنا شده است.البته در بعضی کتب تاریخی قدمت این پل را به دوره صفویه  نسبت داده انداین اثرتاریخی در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۵۰۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.اين پل زيبا به روي رود خانه سيداوا چايي احداث شده است.اين پل در مجاورت پادگان شهيد كريمي است و واز طريق اين پل  ميتوان به ديگر پادگان روستا مثل پادگان تجلايي رسيد.


كاروانسرا:

كاروانسراهاي متعددي در اين روستا وجود دارد كه روزگاري نبض حیاتی روستا بودند. كه من جمله اين كاروانسراها(حاج آبابا و قدمگاه )هستند كه در منطقه قدمگاه روستا هستند كه راه همگي آنها از طريق شيخ كورپوسي ممكن است.




برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 21:7 توسط رضا زرخواه|

روستای سيدآوا به علت وسعت زيادی كه دارد دارای جاذبه های طبيعی زيادی است كه باعث شده است كه مردم مخصوصا روزهای تعطيل به سيداوا بيايند.

منطقه (دربندلر)كه به علت فرسوده شدن تدريجی كوه صحنه طبيعی بسيار زيبايی را آفريده است كه در خلاو فرج اين فرسودگي هابه گفته ی اهالی يك اتاق وجود داردكه كوراوغلومرد افسانه ای ترك هاو آذربايجان در آن زندگی ميكرد كه به آن"كور اوغلو اتاقی "ميگويند.

موقعيت جغرافيايي اين اتاق طوري است كه هيچكس جزآشنايي كه آنجاباشدنميتواندآنجارا پيدا كند واين به علت حمله احتمالي دشمنان تعبيه شده است.

رودخانه سيداواچايي:

رودخانه تقريبا پر آبي است منشا اين رود كه از كوه هرم داغي واز جبهه شمالي كوهستاني سهند سرچشمه ميگيرد برف هاي سنگين كوهستاني است ودر سرچشمه ي آن روستاي ثمرخزان قراردارد. از اتصال دو رودهزير چايي و متال چايي به وجود مي آيد كه در روستاي متنق دو رود به هم پيوسته  و سيدآواچايي را تشكيل ميدهند كه اين رود در سيدآوا به دو قسمت تقسيم شده است و به دره هاي گرم دره چايي و يوخاري چاي واريز ميشود كه اين دره ها در انتها به يك ديگر ميپيوندند.



 صحنه هاي طبيعي وسرسبزی كه در ايندو رگه وجود داردباعث شده است كه خيل وسيعي از شهرهاي اطراف براي گذراندن اوقات تفريح خود به كنار اين رود بيايند.روي اين رود دو پل بسيار زيبا احداث شده است كه از نظر معماري شايان توجه هستند.اين روددر انتهاوارد آجي چاي وبالاخره به درياچه ي اروميه واريز ميشود.


غار اسكندر:

براي رسيدن به اين غار بايد ازكوهي رد شدكه  آن هم در تصرف سپاه است و به همين دليل بايد از سه راهي اهرپس از گذر از چند روستابه طرف پشت كوههاي سيدآوا برسيم تابه غار زيباي اسكندر برسيم.

درون غار تالاري نسبتا بزرگوجود دارداطراف اين غار جويندگان عتيقه كنده اند در انتهاي اين غاردلان تاريكي وجود دارد عرض دهانه غارحدود 5متر است و ديواره هاي آن استلاگيت هاي قابل توجهي است.


برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 21:3 توسط رضا زرخواه|

 

اجتماع:

مردم اين روستا به دليل همجواری با مركز استان مردمی اجتماعی هستند در بسياری از مواردی كه نياز به كمك باشد مانند زلزله اخير آذربايجان مردم مشتاقانه براي كمك مادی و معنوی بسيج ميشوند.وضعيت اجتماعی افراد فرهنگ اين روستا جای خوشحالی دارد.قشر جوان اين روستا به مراتب نسبت به نسل گذشته مردمانی با فرهنگ و تحصيل كرده هستند.

خلق و خوی :

مردم اين روستا مردمي مهمان نواز هستند و به خاطر همين امر تعدادی از افرادديگر جاها به اين روستا مهاجرت ميكنند.و به گفته اهالی، سيدآوا يك روستای"غريبه توشر "است.  هر كاري كه بتوانندبراي اين اشخاص انجام مي دهند.از طرح خانه هاهم ميتوان مقدارمهماننوازي افراد را فهميدبه طوري كه با آن معماري سنتي وعاميانه برای مهمان يك اتاق جداگانه در نظر ميگيرند و ويتريني از بهترين وسايل و لوازم خود رادر اين اتاق قرارميدهند.

ادبيات اين مردم يك ادبيات خشن(آب و هواي خشني كه به علت نزديك بودن به مناطق كوهستاني سهند موجب اين امر شده است)و البته محكم ودرعين حال جذاب است.

مردم به گرمي بايكديگر برخورد ميكنندو اگركسي هم باكسي خصومتي داشته باشد باپادر ميانيريش سفيدان روستاآشتي ميكنند.

از موارد منفي خصوصيات افراد هم ميتوان به گرايش حدود۱۰%اين افرادبه مواد مخدر است كه خانمان هاي زيادي را به چالش كشانده است.خانواده هابراي كنترل فرزندان خود مجبور هستند تدابير بيشتري را اتخاذ كنند.

سياست:تب و تاب سياست در بين افراداين روستاجايگاه ويژه اي داردبه طوري كه حتي افرا عادي هم در اين بين از خود عكس العملي نشان ميدهند.

انتخابات مختلفي كه انجام ميشوددركل كشور يا استان يا خود روستامردم را وارد يك چالش مثبت ميكند.جالبترين اين چالش هاوبحث هاانتخابات مجلس هست كه به دليل اينكه مردم اين روستاهر كدام به حزب هاي خاصي اعتقاد دارندرقابت براي انتخابات بسيار سخت و نفس گير است و كانديداهاي مختلف هم با آگاهي از اين امر و تعداد راي روستا روي اين روستاحساب ويژه اي باز ميكنند.


برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 20:56 توسط رضا زرخواه|

پيرمرد ما اول از همه چيز از جمله روس ها گفت.البته خود او هم از پدر و مادرش نقل ميكرد كه وقتي روس ها حمله كردند هيچ كس در امان نبود و به بعضي خانه ها هم يورش كردند.او ميگفت كه مادرش نقل ميكرد كه وقتي براي شست و شوي ظروف و لباس كه براي رودخانه ميرفتند حتما بايد چند مرد پيششان ميرفت تااز كمند روس ها در امان باشند .خاطرات بسيار شيرين و تلخي نقل ميكرد. از آداب و رسوم كهن ميگفت از نحوه ازدواج ها و نحوهي برخورد مردم با يكديگرو خيلي چيزها كه البته با لكنت زبان و كندي گفتارهمراه بود.

به گفته اين فرد در مراسم ازدواج(آوردن جهاز)دو نفر كشتي ميگرفتند و حاضران به تماشا مينشستند كه فقط به خاطر شادي مردم بود .ودر آخر هم از مراحل ازدواج قدیم گفت.

مراحل ازدواج:

1)بردن تحفه به خانواده ی عروس تادرصورت رضايت به خواستگاری بروند

2)بعد مرحله خواستگاری

3)عقد به انضمام چاي شيرين و كله قند

4)نامزدها هيچ وقت تا لحظه ی عروسي همديگر را نميديدند چون اين يك رسم بود.

5)دربین عقد وعروسی جشن شیرینی خوران به میزبانی عروس برگذار میشد

6)قبل از عروسی جشن  پالتارکسمه  برگذار میشد

7)جشن حنابندان به میزبانی داماد

8)جشن  بزک که دراین جشن عروس به خانه جدید میرود

9)وجشن آخری هم با نام پا تختی به میزبانی داماد برگذارمیشد


برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 20:47 توسط رضا زرخواه|

در خیلی نقاط روستاي سيدآوا تضاد زیادی ديده ميشود به طوري كه در بيشتر مناطق تمام خصوصياتي را كه شهر دارد را داراست ودربیشتر جاها تمام خصوصیاتی که یک روستادارد را داراست كه البته جنبه ي روستايي بودن غالب تر است.این امراز كوچه هاي تنگ وگلی وخانه های گلی و چوبی مشهود است.

مصالحي كه در بناهاي روستابه كار رفته است نيمي از بناهي خشت و گل و چوب است ونيمي هم تازه ساخت ياهمان شني و آهني است .

بافت روستا همانندساير مناطق آذربایجان يك بافت كوهستاني است كه خانه هايي به هم چسبيده داردتاازهدررفتن هواي گرم جلوگيري شودونيزاز ورودهواي گرم .

هسته اوليه روستادر كنار يك بلندي قرارداردوعلت اين كارهم جلوگيري ازآب وهواي سرد وبادها وطوفانهايي كه ازطرف بلندي مي آيد و بلندي ماننديك مانع ازبرخورد و داخل شدن بادهابه داخل خانه است.

در خیلی نقاط روستاي سيدآوا تضاد زیادی ديده ميشود به طوري كه در بيشتر مناطق تمام خصوصياتي را كه شهر دارد را داراست ودربیشتر جاها تمام خصوصیاتی که یک روستادارد را داراست كه البته جنبه ي روستايي بودن غالب تر است.این امراز كوچه هاي تنگ وگلی وخانه های گلی و چوبی مشهود است.


برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 20:42 توسط رضا زرخواه|

به گفته اهالي امام علي(ع)در سفري كه به آذربايجان آن زمان كه برای سركشي از املاك امپراطوري داشتندازروستاي سيدآوا عبور كرده است كه منطقه اي نيز به نام قدمگاه حضرت علي در روستاوجود دارد. که البته برای صحت این ادعا سند معتبری در دست نیس ولی تاریخ گویای اینست که خلیفه چهارم به اذربایجان سفر کرده است
برچسب‌ها: سیداوا, سعیدآباد, روستای سیداوا, روستای سعید آباد, عکس های روستای سعیدآباد
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 20:38 توسط رضا زرخواه|


آخرين مطالب
» سیداوا (سعدآباد) در گذر تاریخ
» باز هم محرم آمد.
» شعر
» شعری در باره سیدآوا
» جاذبه های تاریخی
» جاذبه های طبیعی
» اجتماع،خلق وخوی،سیاست
» مصاحبه ای کوتاه با مرد سالخورده
» بافت روستا
» سفر امام علی
» تاریخ وجود مسکونی سیدآوا
» سیدآوا در دوران حکومتهای اورارتویی
» اطلاعات جغرافیایی روستا
» وجه تسمیه سیدآوا
» دوستان
» عکس های پائیزه
» افتتاح دهیاری
» اجرای طرح هادی سعیدآباد
» همینطوری!!!
» 
Design By : Pars Skin